Lyrics

حافظه‌ی کوتاه

یه توپِ سبز و آبی
یه حوضِ خشک و خالی
یه رادیوی روشن
یه عصر خوب و عالی

تو این حباب شفاف
با اکسیژن کافی
میرم بالا و پایین
مثل یه بچه ماهی

این کهکشون تاریک
بدون ماه و خورشید
تو ذهن یه ستاره‌ست
که روزی می درخشید

هرچی میرم جلوتر
درد سرم عمیق تر
میاد جلوی چشمام
گذشته‌ای سیاه تر

این خط کج رو شیشه
بریده خط عمرم
فقط یه چرخ دیگه
تا بشکنه حبابم

روز می گذره به اخطار
شب سر میشه با هشدار
یه عمره گوش به زنگم
سرم میاد باز هربار

این حافظه‌ی کوتاه
هیچ فایده‌ای نداره
هربار به یه بهونه
...ریسِت میشه دوباره