Lyrics

"اتاقِ شناور"
حسین ماپار

یه میزِ معلق، دو تا صندلی
یه ساعت که وا رفته رو دستِ خواب
یه مشت نامۀ پاره توی هوا
من و یه ورق قرص و لیوانِ آب

یه دختر توی قاب‌عکسِ سیاه
که دیوارم از گریه‌هاش تَر شده
اتاقی که می‌چرخه دورِ سرم
تو بی‌وزنیِ شب شناور شده

تو هی دوره میشی توی ذهن من
مث چرخشِ دائمِ یه نوار
:ولی با صدایی که بی‌معنیه
دوسِت... [خِش] دوسِت... [خِش] [شِ] دا... [خِش] نَدا...

به این حسِ مبهم باید شک کنم
اتاقم مثِ قبلاً آروم نیست
ببین لرزش نورُ رو پنجره
تنم توی آیینه معلوم نیست

یه در روبروم وا شده روی سقف
که پشتش فراموشیِ ممتده
یه دست شکل دستات به سمتم میاد
که می‌خواد از اینجا نجاتم بده

تو هی دوره میشی توی ذهن من
مث چرخشِ دائمِ یه نوار
:ولی با صدایی که بی‌معنیه
دوسِت... [خِش] دوسِت... [خِش] [شِ] دا... [خِش] نَدا...

یه باریکه نوری که آیینه‌ها
تو رو از شبم می‌برن دَس به دَس
ببین سایۀ غوطه‌ور تو خلأ
منم، تو جهانی که بی‌جاذبه‌س